اگر حیواناتی مثل گرگ و گوریل منقرض شوند، چه خسارتی به ما وارد می گردد؟

به گزارش مرد کوچک، نرخ کنونی انقراض حیوانات، صدها برابر نرخ انقراض طبیعی است. حیوانات در همه جای جهان در حال محو شدن از روی کره زمین هستند. نخستین و مهم ترین دلیل انقراض حیوانات، تخریب و در عین حال کوچک شدن زیستگاه های آنهاست.

اگر حیواناتی مثل گرگ و گوریل منقرض شوند، چه خسارتی به ما وارد می گردد؟

به گزارش ، اتحادیـه جـهانـی حفاظت از طبیعت (آی یوسی ان) می گوید، بیش از 28 هزار گونه گیاهی و جانوری در معرض خطر انقراض هستند. ذکر همین رقم کافی است که متوجه خطر شویم. از سال 1343 / 1964 که اتحادیه جهانی حفاظت، فهرست قرمز گونه های در معرض تهدید را ارائه و آغاز به گردآوری داده ها از سراسر جهان کرد، تا به امروز این فهرست معتبرترین مرجع جهانی و مهم ترین ابزار برای حفاظت از گونه های مختلف در جهان بوده است.

اما واقعیت این است که اتحادیه جهانی حفاظت تاکنون تنها وضعیت حدود 106 هزار گونه از بیش از 5/1 میلیون گونه جانوری و بیش از 300 هزار گونه گیاهی را که دانشمندان تشریح و ثبت علمی نموده اند، ارزیابی نموده است. تخمین زده می گردد این آمار کمتر از یک چهارم آن چیزی است که در کره زمین خارق العاده ما یافت می گردد.

آخرین گزارش جهانی که در زمینه بحران تنوع زیستی منتشر شده نشان می دهد انقراض بیش از یک میلیون گونه گیاهی و جانوری اعم از شناخته و ناشناخته را تهدید می نماید. اتحادیه جهانی حفاظت امیدوار است تا سال 2020 میلادی، تعداد گونه های ارزیابی شده را به 160 هزار گونه ارتقا دهد.

آی یوسی ان در کنار فهرست قرمز، فهرستی هم با عنوان فهرست سبز تهیه نموده که در آن فعالیت های حفاظتی پیروز ثبت می گردد؛ هرچند سیاهه ثبت شده در این فهرست هنوز خیلی کوتاه تر از فهرست قرمز است، اما دانشمندان امیدوارند شناخت و درک بهتر انسان ها از واقعیت به کاهش این بحران جهانی یاری کند.

بزرگ ترین تهدید؛ انسان ها

تخریب زیستگاه که مهم ترین عامل انقراض در جهان است، حاصل فعالیت های انسانی و توسعه ناپایدار است. ما انسان ها روزبه روز عرصه های طبیعی بیشتری را برای فعالیت های مختلف اعم از خانه سازی، کشاورزی و تجارت در اختیار می گیریم و به این ترتیب گیاهان و حیوانات را از زیستگاه هایشان دور و حق حیات را از آنها سلب می کنیم. در عین حال فعالیت های دیگر ما نظیر ماهیگیری و شکار هم اغلب بی ضابطه و برای حیوانات و گیاهان دردسرساز است.

مشکل اینجاست حتی زمانی هم که زیستگاه ها را کامل تخریب نمی کنیم، باز هم آنها را برای زندگی موجودات زنده ناامن می کنیم و اغلب موجودات زنده به این واسطه دیگر توانایی سازگارشدن با محیط را ندارند. ما با فنس کشی، مراتع و علفزارها را تکه تکه می کنیم؛ با الوارکنی، جنگل ها را نابود می کنیم، با جاده سازی و فعالیت های معدنی، کریدورهای مهاجرتی حیوانات را از بین می بریم، با فراوری بیش از اندازه آلودگی ها زمین، رودخانه ها، دریاها و اقیانوس ها را سمی و آلوده نموده ایم، مصرف آفت کش ها به حداکثر میزان ممکن رسیده است، دیگر حتی آنتی بیوتیک هایی هم که فراوری می شوند، توان مبارزه با ویروس ها و باکتری ها را ندارند ـ چنان که در پنج سال گذشته فقط دو آنتی بیوتیک جدید فراوری شده و معین نیست در چند دهه آینده میکروب ها نسبت به کدام آنتی بیوتیک ها مقاوم شده باشند ـ ما بیش از ظرفیت، پلاستیک فراوری نموده ایم، در گرمایش جهانی نقش موثری داشته ایم، با معرفی گونه های مهاجم به طبیعت نه تنها بقای بسیاری از موجودات را به خطر انداخته ایم بلکه در عین حال باعث گسترش بیماری ها هم شده ایم و اگر بخواهیم همه اینها را خلاصه کنیم، ما بر زندگی تک تک گونه های جانوری و گیاهی به نحوی اثرگذار بوده ایم. حال پرسش اینجاست که تا کجا بنا داریم این روند را ادامه دهیم؟

ژنوم (محتوای ژنتیکی) هر گونه مانند یک کتاب است که اطلاعات وراثتی در آن در طول تاریخ طبیعت و در مدت صدها میلیون سال شکل گرفته است. زمانی که گونه ای منقرض می گردد، این کتاب و اطلاعات موجود در آن برای همواره از دست می رود. سلامت هر اکوسیستم را گیاهان و جانوران موجود در آن تضمین می نمایند. زمانی که یک گونه در معرض خطر قرار می گیرد، به این معناست که اکوسیستمی که آن گونه در آن زیست می نماید، نامتعادل شده است. حفظ این تعادل بسیار سخت است. زیرا وقتی گونه ای برای همواره از دست می رود، زمینه برای انقراض دیگران هم فراهم می گردد.

ساده ترین مثال در این زمینه، اتفاقی بود که برای گرگ های خاکستری پارک ملی یلواستون در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی رخ داد. جمعیت این گونه تا مرز انقراض پیش رفت و در نهایت در سال 1305/ 1926، آخرین گروه از گرگ ها کشته شدند. بعد از نابودی گرگ ها، جمعیت گوزن های شمالی افزایش پیدا کرد، زیرا آنها دیگر دشمن طبیعی نداشتند.

افزایش گوزن های شمالی سبب شد آنها بیش از ظرفیت مجاز مراتع و علفزارها چرا نمایند. چرای بی رویه گوزن ها، نه تنها گیاهان را از بین برد بلکه روی جمعیت سگ های آبی هم اثر گذاشت، زیرا سگ های آبی به گیاهان برای بقا در زمستان احتیاج داشتند. وضعیت به حدی وخیم شد که در نهایت مجبور شدند جمعیت گرگ ها را احیا نمایند. اما آیا این اتفاق می تواند همواره رخ دهد؟ اگر گونه ای را برای همواره از دست بدهیم و بعدها متوجه ارزش آن در چرخه زیستی و سلامت طبیعت شویم، چگونه قرار است جبران کنیم؟

مثال دیگری بزنیم؛ پروانه ها می توانند مسافت های طولانی را پرواز و از انواع مختلف گل ها تغذیه نمایند. اما لارو بال پولک داران که در اصل شکل نابالغ و بدون بال پروانه ها و شب پره ها هستند برای ادامه حیات و رشد فقط به گیاهان محلی که روی آنها متولد شده اند، وابسته اند. همچنان که گیاهان به واسطه فعالیت های توسعه ای و کشاورزی منقرض شده و از صفحه گیتی محو می شوند، پروانه ها هم کم کم ناپدید می شوند.

پروانه ها را به عنوان شاخص های حیاتی کیفیت می شناسیم و اکثر گونه های پروانه در جهان به عنوان گونه پرچم تعریف شده اند. پرچم به گونه ای گفته می گردد که حفاظت از آن بتواند به حفظ سایر گونه ها یاری کند. از سوی دیگر، سال هاست دانشمندان روی پروانه ها تحقیق و مطالعه می نمایند و می توان گفت آنها منابع داده منحصربه فردی (چه از نظر مقیاس جغرافیایی و چه از نظر مقیاس تاریخی) هستند و در عمل هیچ گروه دیگری از حشرات به پای پروانه ها نمی رسند. انقراض هر گونه از پروانه ها را باید یک خطر جدی تلقی کرد، زیرا با نابودی آنها نه تنها حاصل سال ها مطالعه و تحقیق از دست خواهد رفت بلکه مهم ترین عامل کنترل آفات طبیعی و شاخص آلودگی های محیط را هم برای همواره از دست خواهیم داد.

مثال جالب دیگر، گوریل های کوهستانی هستند که در سال 1360/ 1981 قلمروشان به بخش های محدودی در آفریقای مرکزی محدود شد. تعداد گوریل های کوهستانی در آن موقع به اندازه ای کم شد که کل جمعیت آنها را تنها 254 فرد تخمین زدند، یعنی کل جمعیت گوریل های کوهستانی را در یک مقطع زمانی می شد در یک هواپیمای بوئینگ 747 جا داد! در سال 1391/ 2012، تحقیقی انجام شد که نشان داد جمعیت گوریل های کوهستانی افزایش یافته و به بیش از 880 گوریل رسیده است.

درست است که این دستاورد بزرگی بود اما واقعیت چیز دیگری بود، گوریل ها به جای یک بوئینگ فقط در دو بوئینگ جا می گرفتند. در نتیجه گوریل های کوهستانی همچنان در رده حفاظتی به شدت در معرض خطر قرار دارند. آیا این مساله ای است که در میان هزاران مشکل امروزی واقعا باید نگران آن باشیم؟ دانشمندان معتقدند که بله! همه این اتفاقات نگران نماینده هستند، اما چرا؟

نخستین دلیل آن افزایش سرعت و نرخ انقراض است که بر اساس تازه ترین تحقیقات در ظرف یک قرن اخیر، صدها برابر شده است. سوال اصلی اینجاست: اگر یک گونه گیاهی یا جانوری که می تواند به درمان سرطان یاری کند، در این میان منقرض گردد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

منبع: جام جم

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
انتشار: 23 آذر 1398 بروزرسانی: 30 فروردین 1399 گردآورنده: miniman.ir شناسه مطلب: 536

به "اگر حیواناتی مثل گرگ و گوریل منقرض شوند، چه خسارتی به ما وارد می گردد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اگر حیواناتی مثل گرگ و گوریل منقرض شوند، چه خسارتی به ما وارد می گردد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید